تبلیغات
هشتمین خورشید ولایت

وضعیت شیعیان در زمان امامت امام رضا (ع)



امام رضا(ع)و قیامهای علویان

از مهمترین و خطرناکترین شورشهائی که عباسیان با آن روبرو گردیدند،شورش «محمد بن ابراهیم الحسین »معروف به «ابن طباطبا علوی »بود که اداره کننده کارهای او«ابو السرایا السری بن منصور»نام داشت.

 

ابن طباطبا،مدینه را به قصد کوفه ترک کرد تا آتش شورش خود را بر ضدعباسیان بر افروزد. مردم کوفه که دیدند دعوت او برای «رضا از آل محمد» [1]

 

است، و او برای آنان بیعت می طلبد و میگوید که حکومت باید طبق کتاب خداو سنت پیامبر(ص)و سیره علی(ع)باشد،پیرامون وی گرد آمدند.

 

تکیه گاه و امید«ابن طباطبا»در اعلام انقلاب خود،بر اساس پشتوانه پایگاههای مردمی دوستانش بود که مردمی موافق و مؤید خط مکتب امام علی(ع)داشت.این بود پشتوانه ای که از خلال واکنش های نیرومند انقلاب «ابو السرایا»در جهان اسلامی کشف کردیم.

 

نخستین واکنش قیام ابن طباطبا این بود که در برابر سپاه انقلابی او،همه لشکریانی که عباسیان برای خاموش کردن شورش او فرستاده بودند،هزیمت کردند و پای بفرار گذاشتند. کوفه ای که به حسین(ع)خیانت کرد و زید بن علی را تنها گذاشت تا با گروهی چند از یارانش به جنگ اقدام کند،در کنار«ابن طباطبا»،قهرمانانه برای دفاع از انقلاب و هدفهای آن، ایستادگی کرد.

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: امام رضا،

تاریخ : جمعه 29 اسفند 1393 | 08:54 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است." 

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده." 

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است." 

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است." امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."




طبقه بندی: حدیث، امام رضا،

تاریخ : جمعه 29 اسفند 1393 | 08:47 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

حضرت رضا (علیه السلام) پس از عبور از نیشابور و چند آبادی دیگر، بالاخره وارد مرو پایتخت مأمون شده و مورد استقبال و تكریم او قرار می‌گیرد. حالا دیگر مأمون خود را به اهدافش نزدیك‌تر احساس می‌كرد و می‌خواست نقشه‌هایش را عملی كند.

او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را كه موجب ضعف حكومتش شده بود، از میان بردارد و برای محكم كردن پایه‌های قدرتش، محیط را امن و آرام كند. مأمون با مشورت وزیر خود، فضل بن سهل، تصمیم گرفت تا دست به نیرنگی سیاسی بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد كند و خودش از خلافت به نفع امام كناره‌گیری كند. چون حساب می‌كرد نتیجه از دو حال بیرون نیست. یا امام می‌پذیرفت و یا نمی‌پذیرفت و در هر دو حال برای مأمون و خلافت عباسیان پیروزی بود.

اگر می‌پذیرفت، بنابر شرطی كه مأمون قرار داده بود، خودش ولایت عهدی امام را برعهده می‌گرفت و همین مطلب باعث می‌شد تا او پس از امام نزد همه گروهها و فرقه‌های مسلمانان، مشروعیت پیدا كند. مخصوصاً كه برای مأمون آسان بود كه در مقام ولایتعهدی، ـ بدون اینكه كسی مطلع شود ـ امام را از میان بردارد تا حكومت به صورت شرعی و قانونی به او برسد.

و اگر امام خلافت را نمی‌پذیرفت، ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌كرد كه در این صورت باز هم خلافت و حكومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌شد و دیگر اعتراضات و شورشهایی كه به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت، دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساكن نگه دارد و از نزدیك مراقب رفتار امام و پیروانش باشد تا هر حركتی از سوی امام و شیعیانش را سركوب كند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام رضا،

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 06:24 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

زادگاه: هشتمین پیشواى شیعیان امام على بن موسى الرضا علیه السلام در مدینه دیده به جهان گشود.


كنیه ها: ابوالحسن و ابوعلى

لقبها: رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صدیق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عین المؤمنین، مكیدة الملحدین، كفو الملك، كافى الخلق، رب السریر و رئاب التدبیر.

مشهورترین لقب: مشهورترین لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص این لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودى پیامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنین گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 06:21 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

نامهاى مادر امام:

مادر امام رضا علیه السلام، بانویى به نام )تُكتَم ( از اهالى نوبه است كه پس از ورود به خانه موسى بن جعفر علیه السلام، وى را ) نجمه( نامیده اند.

در كتابهاى تاریخى ، از وى با نامهاى ) سُكَن، خیزران، صقره، اروى ، ام البنین و طاهره ( نیز یاد شده است كه اینها احتمالاً القابى است كه به مناسبتهاى گوناگون، به وى داده اند. مثلاً سُكَن از مادّه ( سكون ) به مناسبت وقار آن مخدَره، و خیزران  ( كه نام تركه هاى سرخ رنگ بوته اى است) به مناسبت اندام ظریف وى ، و نجمه به دلیل نورانیت او، و صقره ( باز ) به جهت تیزبینى و همت والاى آن بانو، و ام البنین به تفألِ آوردن فرزندان، و طاهره به دلیل حصانت و پاكى وى از دنائت بوده است.

نوبه كجاست؟

یاقوت حموى چند محلّ را به نام ( نوبه ) معرفى مى كند:

1- شهركى در تونس
2- موضعى در حجاز با فاصله سه روز راه از مدینه
3- ناحیه اى در نزدیكى دریاى تهامه ( دریاى سرخ)

ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 06:18 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

آن روز، «هشام» در خانه تنها بود. با خودش گفت: «خوب است برخیزم و به زیارت مولایم امام كاظم(ع) بروم.» آن‌گاه بلند شد، لباسش را پوشید و راهی خانه‌ی امام هفتم(ع) شد. ساعتی در حضور آن بزرگوار بود و همین كه خواست برود، امام(ع) به او فرمودند:

ـ می‌دانی امروز یكی از برده‌فروشان به شهر ما آمده است؟

هشام اظهار بی‌اطلاعی كرد. امام به او فرمودند:

ـ می‌آیی با هم به نزد او برویم؟

هشام ابراز تمایل كرد و همراه آن حضرت، به نزد برده فروش رفت. آن مرد، كنیزها و غلام‌های زیادی را برای فروش آورده بود. حضرت به او فرمودند: «می‌خواهیم كنیزهایت را ببینیم.» او چند كنیز را عرضه كرد. امام موسی كاظم(ع) از او پرسیدند:

ـ آیا كنیز دیگری هم داری؟ـ تنها یك كنیز دیگر دارم كه حالش چندان خوب نیست.

امام هفتم(ع) فرمودند:

ـ اشكالی ندارد، همان را بیاور.

برده فروش كمی این پا و آن پا كرد و سرانجام از آوردن كنیز خودداری ورزید. امام به هشام اشاره كردند كه برگردیم. روز بعد؛ آن حضرت، هشام را فراخواندند و به او فرمودند:


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان، امام رضا،

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 06:16 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

نگاهی گذرا بر زندگینامه حضرت معصومه (س)

حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

سرچشمه دانش
 حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره میگوید: ?هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد?. بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) ?عالمه غیر معلمه? بوده است.

مظهر فضایل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: ?آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت  می شوند.?


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 06:12 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

دیدید حق داشتم مولا جان 

که بترسم ... 

بترسم از اینکه دور بشوم ... 

 

دور بشوم .... و این دوری نه داغون که نابودم کند ....

 

نیامده از صحن و سرایتان نفسم گرفته در شهر گناه ... 

چشمانم دل تنگ حرم رویایی شماست ... 

 

و این قلب ... مهربانی شما را فراموش نمی کند ...

پس امید دارد .... 

 

باور دارم ... 

همیشه وقتی اینجوری داغونم ....

تو رو به راهم می کنی میدونم ...

.

.

.

.

نیامده دل تنگ نه ... که دلگیر است ..... 

.

.

من هم غریبم اینجا .... منتظرم باز .......................

 


من رفته ام از این حرم .... 

از شهر بهشت ...

منی که .........

اما  

نگارا ... یارا ... مولانا  .... تو بمان 




طبقه بندی: دلنوشته،

تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات

هزارجور آدم با هزار خُلق و خَلقِ مختلف می‌آیند و در صفای صحنت مقیم می‌شوند ...

چه فرق دارد برای تو اما ...

نازِ آن مست ...

یا نیازِ این دست ...

وقتی که از کبوترها هم نمی‌گذری ...

 




طبقه بندی: دلنوشته،

تاریخ : پنجشنبه 14 اسفند 1393 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : محمد قیصری | نظرات
.: Weblog Themes By salehon:.